اخبار دل

اخبار

نامه اداری

تاريخ : 7/8/1381
شماره :
6275987پيوست : دارد
سازمان آموزش فني و حرفه اي استان اصفهان

به : سرپرست آموزش

از : شركت پيشگام وابسته به انرژي اتمي اصفهان
موضوع : آموزش اينترنت

عطف به نامه شماره 441 مورخ 5/6/1381 از آن سازمان محترم درخواست ميشود يك نفرمدرس را جهت آموزش اينترنت به اين مركز معرفي نمائيد . ضمناً خواهشمند است دستور فرمائيد چند نسخه از جزوه آموزشي اينترنت به اين شركت ارسال نمايند.

قبلاً از همكاري شما سپاسگزاري ميگردد.

نام و نام خانوادگي

مسئول امور اداري



نمونه ديگري از يك نامه اداري همراه با رونوشت :

تاريخ : 7/8/1381
شماره : پ/75034
پيوست : دارد
سازمان آموزش فني و حرفه اي استان اصفهان
به : سرپرست آموزش
از : شركت پيشگام وابسته به انرژي اتمي اصفهان
موضوع : آموزش Word

احتراماًء
عطف به نامه شماره 441 مورخ 5/6/1381 از آن سازمان محترم درخواست ميشود يك نفر مدرس را جهت آموزش Word به اين شركت معرفي نمائيد . ضمناً خواهشمند است دستور فرمائيد چند نسخه از جزوه آموزشي Word به اين شركت ارسال نمايند.
قبلاً از همكاري شما سپاسگزاري ميگردد.

نام و نام خانوادگي
مسئول امور اداري
رونوشت :
- اداره اطلاعات
- بايگاني
 
نامه اداری

وقتی برای اداره و یا ارگان یا شخص مهمی نامه می نویسیم که رابطه کاری با او داریم از نامه اداری استفاده می کنیم در چنین مواردی نمی شود از نامه دوستانه استفاده کرد و این کار نوعی توهین به شخص گیرنده محسوب می شود .نوشتن نامه اداری چیزی نیست که بتوان به صورت گام به گام آن را آموزش داد بلکه می شود با ذکر نکاتی چند و نشان دادن مثال به نوشتن صحیح آن کمک کرد.همه ما در سال اول متوسطه با نوشتن نامه اداری آشنا شده ایم اما در اینجا با ذکر نکات بیشتری سعی در بهبود نگارش چنین نامه هایی خواهیم داشت.

نکاتی در باب نوشتن نامه اداری:
-نامه اداری باید در یک طرف صفحه نوشته شوند ونباید در حاشیه آن ها چیزی نوشت.
-متن نامه باید با نهایت دقت در صحت مطالب تهیه شود.
-متن نامه باید شایسته فرد گیرنده باشد و پست و مقام شغلی و سازمانی فرد گیرنده باید در نظر گرفته شود.
-در نامه های اداری باید شیوایی سخن و روانی مطلب نیز در نظر گرفته شود و از لغات قدیمی و نامانوس نباید استفاده شود.
-از حشو(به کار بردن واژه هایی که هم معنی هستند)خودداری شود.
-در نامه های اداری به هیچ وجه نباید از کلمات و جملات عامیانه استفاده کرد.
-از نشانه های قراردادی(ویرگول, نقطه و ...)باید درست و به جا استفاده کرد.
-در نامه های اداری باید از استفاده کردن جملات توهین آمیز, تهدید آمیز و مشکل آفرین خودداری کرد.
-نامه های اداری ترجیحا باید در کاغذ های بزرگ نوشته شود تا امکان ارجاع و حاشیه نویسی داشته باشد.
-نامه حدالامکان باید تایپ شود یا حد اقل با خط خوانا نوشته شود.
-سلسله مراتب باید رعایت شود, مثلا اگر می خواهیم برای اداره ای نامه بنویسیم اولین نفر باید مدیریت مکان مورد نظر باشد.عدم رعایت سلسله مراتب باعث توهین به پایینی ها می شود.
-اگر مخاطب نامه را نمی شناسیم نامه را باید با یک عنوان کلی بنویسیم. در هر اداره یک سیستم تفکیک نامه وجود دارد که باعث ارسال نامه به مکان مورد نظر می شود.
-اگر نامه به وسیله اینترنت مکاتبه شود: الف) از رنگ های ملایم(مثل آبی) استفاده شود. ب)تایپ همه نامه با فونت بزرگ یک نوع توهین محسوب می شود. ج) ارسال تعداد زیادی ایمیل برای یک مکان کار درستی نیست.

اسکلت کلی یک نامه اداری:
-نامه را با نام خدا آغاز می کنیم.
-تاریخ را درج می کنیم.
-موضوع نامه را می نویسیم.
-نام شخص گیرنده را با احترام همراه سمت وی می نویسیم.مثال: جناب آقای جمال زارعی مدیریت محترم سازمان........... یا مدیریت محترم سازمان ............ جناب آقای جمال زارعی
-نامه را با حدود یک سانتی متر از محل طبیعی شروع سطر آغاز می کنیم و بدون طول و
تفسیر های اضافی شروع به طرح مشکل می کنیم.
-انتظاری را که از گیرنده نامه داریم محترمانه ذکر می کنیم و اگر توانستیم راه حل یا پیشنهادی ارائه می دهیم.
-دستور نمی دهیم , نامه باید بیشتر جنبه خواهشی داشته باشد.
-نام و مشخصات خود را در پایین نامه سمت چپ می نویسیم و امضا می کنیم.

این نوع از نامه اداری نامه شخص به اداره بود که در زیر نمونه ای برای آن می آورم.

نمونه:
به نام خدا


موضوع:ثبت نام در مدرسه تاریخ ...
ریاست محترم ادره اموزش و پرورش شهرستان ... جناب آقای/سرکار خانم......
با احترام، ضمن ارسال فتوکپی حکم انتقال شماره.......روز.....اداره.....،من به این شهرستان منتقل
شده ام. خواهشمند است دستور فرمایید فرزندم ......را در کلاس.....دبیرستان.....که به محل سکونت ما نزدیک است ثبت نام کنند. برای سهولت کار، پرونده و تمام سوابق تحصیلی نامبرده برای اطلاع و هرگونه اقدام توسط فرزندم تقدیم می شود. امیدوارم با دستوری که صادر می کنید ، موجبات دلگرمی و ادامه تحصیل فرزندم را فراهم فرمایید.

نام و نام خانوادگی

امضاء



نامه های اداری که از اداره یا ارگانی به اداره یا ارگانی دیگر فرستاده می شود, فقط در قسمت اولیه با بقیه نامه های اداری تفاوت دارند بدین صورت که اول نامه به جای نوشتن نام فرد دریافت کننده و فرستنده نامه از کلمات(از:فلان اداره _ به:فلان اداره) استفاده می شود .مثال:

به نام خدا
تاريخ : 7/8/1381
شماره : پ/75034
پيوست : دارد
به : سازمان فني حرفه اي استان اصفهان
از : شركت پيشگام وابسته به انرژي اتمي اصفهان
موضوع : آموزش اينترنت

عطف به نامه شماره 441 مورخ 5/6/1381 از آن سازمان محترم درخواست ميشود يك نفرمدرس را جهت آموزش اينترنت به اين مركز معرفي نمائيد . ضمناً خواهشمند است دستور فرمائيد چند نسخه از جزوه آموزشي اينترنت به اين شركت ارسال نمايند.

قبلاً از همكاري شما سپاسگزاري ميگردد.

نام و نام خانوادگي

مسئول امور اداري
zooey is offline  

با عرض سلام و احترام و ارادت!
همین که نام و نقش چهره‌ی چپق‌برلب‌تان را گوشه‌ی روزنامه‌ی شرق دیدم بسیار درشگفت ماندم؛ چه اینکه می‌پنداشتم دیرگاهی است رخت تن از جان برکنده و به سوی جانان بر شتافته‌اید! واژه‌ی «قره‌ قاچ» واپسین پندار و تردید را از دلم برد و با خود گفتم: بی‌گمان این همان نویسنده‌ی «بخارای من ایل من» است. من که خسته و دل‌زده از روزمرگی روزنامه‌ها بودم آنک مشتاقانه نسخه‌ای از شرق را خریدم و بی‌درنگ پای گفت‌ و گوی‌تان نشستم.
پیش‌ترها ماجرای «تخته‌قاپو» را جسته و گریخته خوانده و حال و هوایش را در «بخارای من ایل من» درک کرده‌ بودم و حکایت اختگی ایل‌ها و تختگی اوبه‌ها برایم قصه‌ی غریبی نبود. تلاش فرزندان غیور ایل برای دفاع از حرمت و حریّت ایل برایم تحسین‌برانگیز بود؛ چه آنان که برنو به دوش کشیده و به نبرد برخاسته بودند و چه آنان که قلم به دست گرفته و به ستیز نشسته بودند؛ نبرد و ستیز با تهاجم بی‌امان حکومت دست‌نشانده و بی‌ریشه‌ی مرکزی، که راحت و قدرت خویش را در سستی و نیستی ایلات و طوایف ایران می‌دید.
تفنگ به‌دوشان مردانه جنگیدند و قلم به‌دستان شجاعانه کوشیدند اما این میان تفاوتی آشکار به چشم می‌آید؛ نه اینکه تفنگ به‌دوشان زجر و زحمت بیشتری از شما در دفاع از شرف قشقایی کشیدند، هرگز! چه اینکه یک عمر کوشش تنی و جانی بسی جانکاه‌تر و تن‌فرساتر از جنگی است که چند صباحی بیش نمی‌پاید و ای بسا در چنان برهه‌ای راه دوم کارسازتر و تأثیرگذارتر و خردمندانه‌تر از جنگ تفنگ بوده است. آری، تفاوتی که کوشش نخست را از تلاش شما متمایز می‌کند این است که جنگ مردان ایل در ستیز با اهداف پیدای حکومت مرکزی یعنی انقیاد طوایف و استیلای رضاخانی بوده است و کار سترگ شما در راستای اهداف و کارکردهای پنهان حکومت تمرکزگرای شوونیستی یعنی یکسان‌سازی فرهنگی اقوام بوده است.
آموزگار فرزانه و فروزان! این گستاخی تلخ را بر این کمترین آموزنده می‌بخشید اما این درد جانکاهی که ما ترک‌تباران ایرانی می‌کشیم و رنجی که اکنون گرفتار آنیم؛ بریدگی فرهنگی ـ زبانی از پیشینیان خویش و درافتادگی در دام زبان بیگانه‌ای به نام فارسی است؛ بدعتی که از شما پیشگامان آموزش و پرورش ایران، به ما بیچارگان خلعت رسیده است.
همواره در این فکر بوده‌ام که چرا بانیان ترک تعلیم و تربیت ایران زبان خویش را نیز در متون آموزشی نگنجانده‌اند و چرا ترکی را در جدول برنامه‌ی درسی ترک‌ها جا نداده‌اند و چرا شخص مبتکر و خلاقی چون جناب‌عالی آموزش زبان ترکی قشقایی را از ترک‌زادگان قشقایی دریغ داشته است.
باری، اگر فرزندان آدم عمری بار گناه او را بر دوش می‌کشند ما نیز روزگاری است بار بردگی زبان بیگانه‌ای را بر دوش می‌کشیم که از پدرانی چون شما به ارث برده‌ایم. در شگفتم شما که داغ کشیده تمامیت‌خواهی و سلطه‌گستری حکومت پهلوی بوده‌اید چگونه عامل گسترنده‌ی سلطه‌ی سیاست یکسان‌سازانه زبانی او نیز گشته‌اید و هیچ‌گاه از خویش نپرسیده‌اید آیا راهی که می‌‌روید تأمین‌کننده‌ی خواسته‌های آرمانی شما است یا هموار کننده‌ی منویات سیاستمداران استعمارگر!
بزرگا! هرچند با تلاش و ابتکار شما عده‌ای به نام و نان و نوا رسیده‌اند و مسند و قرب و مقامی دست و پا کرده‌اند اما بهای گزافی که از گنجینه‌ی گرانسنگ فرهنگ اقوام پرداخت شد بسی پرارج‌تر و عزیزتر و ارزشمندتر از آن بود که شناسنامه‌ی هویت قومی یک ایل و تبار مصادره و تباه گردد. اکنون ما ترکان ایرانی بردگان فرهنگی زبان فارسی هستیم. بردگانی که از خواندن و نوشتن زبان مادری خویش عاجزند و چیزی از ادبیات و قواعد دستوری آن نمی‌دانند.
بیگا! اینک ما فرزندان پیشینه بربادرفته‌ و بی‌پشتوانه‌ی ایل در پی آنیم تا نوزایی فرهنگ قومی و رنسانس زبان ترکی را در میهن خویش بیاغازیم تا با هویتی واقعی و برآمده از تاریخ و زبان و فرهنگ خویش و ساخته از خویشتن خویش در دهکده‌ی جهانی سربرآوریم.
عزیزا! از آنجایی که در مصاحبه‌تان خواندم دست از نوشتن کشیده‌اید و نیز از آنجایی که فکر می‌کنم هیچ یک از نوشته‌هایتان به زبان مادری‌تان نیست از طرف تمام میراث‌داران و فرزندان ایل از شما می‌خواهم که دستی دگر بر کلک هنر کشید و طرحی نو در نثر ترکی دراندازید تا در این سفر پرخطر هم ترکی‌سروده‌های شهریار سخن یار و پشتیبان ما باشد و هم ترکی‌نوشته‌های شما توش و توانمان!
خوب می‌دانم که حتما توانی ژرف و بیانی سحرانگیز در زبان و فولکلور قشقایی دارید چرا که نوشته‌های پیشینتان توان شما را در زبان قشقایی بازمی‌تاباند و «بخارای من ایل من» سرشار از حال و هوای ایلی است اگر چه فاقد زبان آن. البته بسیار امیدوارم که در آینده‌ای نه چندان دور کتاب‌هایتان به زبان ترکی ترجمه و منتشر شود اما همگان خوب می‌دانند که هیچگاه متون ترجمه‌ای نمک قلم اصیل شما را نخواهد داشت! امید می‌برم دستی که به نیاز بر دامانتان یازیده‌ام بی‌هوده بازنگردد و دستان زادگان ایل بی‌توشه نماناد!
خانا! به اجاقت قسم! اگر زنده‌یاد صمد بهرنگی زنده می‌بود بی‌خواهش ما دست در نگاشتن برده‌ بود و هر آینه ما را کامروا ساخته بود. پس تو ای بیگ ما! هر چه در وسع و توان داری به‌کار بر و برایمان طرفه‌ای به یادگار گذار! باشد که تا اثر جاویدان تو پایا است زبان قشقایی بپوید و هم‌پای قشقاییان ببالد و بر شاخسارانش برگ‌ها بروید و گلها بشکفد. چنان که ترکان آذربایجانی به حیدربابای شهریار سرزنده و سرفرازند و به آن افتخار می‌کنند و زبان آذربایجان روز به روز شکوفاتر و پربارتر می‌گردد.
در پایان اگر سخنی ناروا و قضاوتی ناراست و اندیشه‌ای ناشایست در قبال عملکرد و خدمات سترگ شما در این نامه داشته‌ام و بی‌هیچ ملاحظه‌ای ابراز کرده‌ام و ای‌بسا کودکانه قصوری را تقصیر پنداشته‌ام و بی‌پروا در نوشته نمایانده‌ام به بزرگواری خود چشم بپوشید و از این کمترین ارادتمندتان درگذرید.
یادتان در دل‌هامان جاودان
نامتان بر لب‌هامان جاری
و روی‌تان در دیده‌هامان مانا
چون آفتاب و همچون جویبار و چونان ماه!

۳۱/۷/۱۳۸۳

دوست‌دار شما
فرزند دورافتاده‌ای از ایل قشقایی

خدمت جناب دکترزیباییان استاد محترم فارسی:

باسلام و عرض خسته نباشید خدمت شما چند پیشنهاد داشتم که امیدوارم مفید واقع شود.درابتدا از روش زیبای تدریس شما بسیار تشکر میکنم:

۱.استاد شما خیلی خمیازه میکشید واین باعث میشود ماهمه خوابمان بگیرد.بعضی از دانشجویان با اینکار شما خوابشون میگیرد ودائم به دستشویی میروند تا دست ورویشان را بشویند واینکار باعث میشود که نتوانند خوب درس بخوانند.

۲.استاد شما خیلی به موهای بلند وبلوندتان دست میزنید.بعضی از دانشجویان دختر کلاس با اینکار شما مات ومبهوت میمانند ونمیتوانند به درس تمرکز داشته باشند.

۳.استادشما خیلی خوشگلید.و برای همین من نمیتوانم به شما نگاه نکنم.پس خواهش میکنم اینقدر به من نگویید نگاهت به کتابت باشه.

۴.استاددیروز یکی از همکلاسیهام درباره شما خیلی بد صحبت میکرد.راستش من خیلی بهم برخورد چون راستش شمارا خیلی دوست دارم وبرای همین با او به شدت دعوا کردم.اینکار باعث شدهمه فکرکنند من به شما علاقه دارم.اما خوب میدونیدمن فقط پسری را دوست خواهم داشت که مثل شما قدبلند باشه وموهای بلوند داشته باشه.

۵.استاددیروز پدرم به دانشگاه آمدومن شمارا یواشکی به اونشان دادم.پدرم شما را پسندید.نمیدانید چقدر خوشحال شدم.

۶.استاد آخه چراشماهفته پیش سرکلاس نیامدید؟من خیلی دلم براتون تنگ شده بود.دلم هم خیلی شور افتاده بود.نمیدونیدجلسه بعدکه شمارادیدم.چقدر خوشحال شدم.
امیدوارم ناراحت نشده باشید.بهرحال انتقاد همیشه باعث اعتلای سطح آموزشی میشه.راستش منهم دوست ندارم شمااز دست من ناراحت بشید.برای همین اگر احتمالا ناراحتتون کردم ازتون معذرت میخوام.
باتشکر

برگشت به قبل
نامه ای به دخترم(همسر)۱

عزیز دلم...همسر بودن یکی از هیجان انگیزترین کارهای جهانه...هیچ کدام از مشاغلی که در عمر عزیزت خواهی داشت،به اندازه همسر بودن دارای تنوع، خلوص،هیجان و شکوفایی روحی تو نخواهد بود...عزیزم...خدا کنه هر وقت به من نیاز داشتی در کنارت باشم و راهنماییت کنم اما فعلا نازنین متولد نشده من این توصیه ها رو داشته باش...بخشی از رازهای مهم در حفظ زندگیت همیناس...چیزایی که در هزار فلسفه و منطق و ظاهر و باطن گفتگوها در این مورد گم می شه...  

عزیزم شاید تعجب کنی که چرا قبل از این که از دوره قبل از ازدواج برات بگم از دوره ازدواج می گم..عجله نکن از اون هم می گم اما دلیلش اینه: تا وقتی متوجه نشی که چقدر زیاد آسایش،آرامش و احترام تو در ازدواج بسته به دوره قبل از اونه توصیه های قبل از ازدواج من رو جدی نمی گیری...

-تصور کن همیشه داری میری سر قرار...خواهش می کنم شلخته و نا مرتب نباش......بنا به روحیت لباس ها رو بپوش...یه آرایش ملیح ساده و سبک هم داشته باش...خیلی سبک...لازم نیست با چهره ای غرق در آرایش ظاهر بشی...همیشه دوش گرفته،خوش بو، مسواک زده و دل انگیز باش...نازنینم تو شایسته قشنگ ترین و دلاویزترین هایی.پس لطفا شایستگیت رو نشون بده...هر وقت با همسرت بیرون می ری کاری کن که به تو افتخار کنه...این وقتی ممکنه که تو خودت به خودت افتخار کنی...چندین بادی اسپری در انواع رایحه ها با خودت داشته باش...یه خانم متشخص و با وقار همیشه با خودش یه سری چیزا تو کیفش داره...دستمال مرطوب...بادی اسپری...یه سری لوازم خاص...برای تیپ و چهرت وقت بذار...همیشه ظاهری ساده ، مرتب،شیک و موقر داشته باش...این همیشه هیچ استثنایی نداره... 

-باور داشته باش ، مطمئن باش ، معتقد باش که تو معشوقه ، ملکه و جذاب ترین جذابانی...شک در مورد هر کدوم از چیزایی که گفتم تو رو نابود می کنه...تو لایق عشق،احترام،زیبایی،خوشی و شکوهی....شک نکن...هرگز...کسی که خودش رو معشوقه نمی دونه عشق رو تمام و کمال نمی پذیره...حتی اگه در این مورد شک داری بازیگری کن...فکر کن در فیلمی بازی می کنی که در مورد زندگی شورانگیز یه عاشق و معشوق حقیقیه...دخترم..عزیزم...دلبرم...زنی که خودش رو یک معشوقه می دونه رفتارش با کسی که خودش رو یک مزاحم، افسرده، بیچاره و مفلوک می دونه فرق داره...معشوقه های واقعی رفتاری ملایم ، سحرانگیز، دلربا و مجذوب کننده دارن..معشوقه ها شیرین و مهربون و زنده و حقیقین...معشوقه ها رام نشدنین... 

تو یه ملکه ای...همون قدر پر غرور و پر افتخار و پر جذبه...همون قدر برنامه ریز و دقیق...همون قدر شایسته احترامی متعالی...کسی حق نداره یه یک ملکه بی احترامی کنه...یه ملکه واقعی در برابر رفتاری ناشایست در قبال خودش فریاد نمی کشه و ناشیانه عمل نمی کنه...یه ملکه برای هر لحظه از روزش برنامه داره...برای پیش بینی نشده ها هم برنامه داره...یک ملکه حریم امن داره...با اخلاقه...وقتش رو به بطالت نمی گذرونه و مسئوله زندگیشه...ملکه داد نمی زنه نگاه قدرتمندانش به حد کافی گویا هست و هر کسی رو شایسته اون نمی دونه که فکرش رو بهش مشغول کنه...ملکه باش... 

تو جذاب و جذاب و جذابی...جذابیت هیچ ربطی به زیبایی نداره...این اشتباه قرن ها رو تو دیگه مرتکب نشو...جذابیت به شادابی،شورانگیزی،دل انگیزی،زنده بودن و دلارام بودنه...جذابیت به رام نشدنه...جذابیت به سکوت در وقت سکوت و سخن به وقت سخنه...رازهای جذابیت بی اندازه زیاده...بعدها به تو می گم اما این رو بدون...جذابیت یه روزه به دست نمی یاد و یه روزه از دست نمی ره...جذابیت به این نیست که رفتارهای زننده پر سر و صدا داشته باشی...جذابیت به لباس های عجیب و غریب نیست...به آرایش های اثبات گرانه نیست...جذابیت از درون تو و از قلب توئه... 

- قربونت برم همیشه سعی کن تازه باشی...این خیلیییییییییییی نکته مهمیه...همیشه کلی موضوع جالب و خوب برای گفتن داشته باشی...موضوعاتی که خودت هم بهش علاقه مندی...وقتی همسرت بدونه کسی هست که می تونه باهاش حرف بزنه،اطلاعات داره، به روزه و مصاحب خوش مشرب و خوش اخلاق و تازه ایه وقتش رو با تو می گذرونه...خواهش می کنم کتاب بخون، موسیقی گوش بده، سینما و تئاتر برو،مجله و روزنامه بخون، خلاصه به روز باش... زندگی کن و زندگی باش. 

-حتما به یه حرفه یا مهارت خاص تسلط پیدا کن...موجود بی خاصیتی نباش که هیچ چیز نمی دونه و این یعنی همیشه از همه چی عقبه..مطمئن باش در غیر این صورت اعتماد به نفس کمی پیدا می کنی...کسی که مهارت خاصی نداره پشتوانه خاصی نداره احترام خاصی نداره..نه برای خودش نه برای دیگران...این موضوع بیییییییییییی نهایت مهمه... 

-مودب و محترم و موقر باش...خواهش می کنم شبیه آدمای بد زبون و بد فرهنگ حرف نزن...این چوری اجازه می دی بقیه هم باهات این طوری حرف بزنن...همیشه دنبال جمله ها و طرز حرف زدن فاخر بگرد... همسری که بلد نیست درست و متین و شمرده و خوب حرف بزنه افتخاری نداره...نه برای خودش نه برای همسرش...عزیزم اگه در حلقه دوستانی هستی که خوب حرف نمی زنن ...اگه تو جمع خانوادگی ای هستی که خوب حرف نمی زنن..اگه در موقعیتی هستی که همه راحت به هم بی احترامی می کنن و زود باهات صمیمی می شن...بهت طعنه و کنایه می زنن یا هر چیز دیگه ای تو محترم باش...کلاس تو بالاتر از این حرف هاست...تو مودب باش حتی اگه مسخرت کنن..حتی اگه بی احترامی کنن..تو ملکه باش..به زودی یاد می گیرن ملکه خانوم مننننننننن چه شخصیتی داره 

-با همسرت حرف بزن...شاید بگی خوب این که معلومه اما معلوم نیست گلم...درست حرف زدن رو می گم...خوب حرف زدن رو می گم...با احترام، آرامش، ملایمت، علاقه و وقار...این طور حرف زدن زمینه غالب حرف زدنت باشه...هر موقعیتی یه جور حرف زدن می خواد اما این طوری حرف زدن شیوه همیشگیه... 

-تو حق داری غر بزنی، نق بزنی، گریه کنی، عصبانی باشی و دلخور اما به وقتش، به شیوش،به راهش...همین طوری نیست که :) اگه تو هیچ وقت نق نزنی پس همسرت یعنی داماد بنده :) از کجا بفهمه که تو ناراحتی...می خوای خودم بیام حالیش کنم ؟ :دی  

ببین یه کوچولو غر اونم نه با صدای طلبکارانه...نرم و مهربون و مداراگرانه...یعنی طوری که متوجه بشه تو از رفتارش ناراحتی نه از خودش...یعنی خودش رو کاملا دوست داری اما این رفتارش رو نه و ادامه ندادن بیش از حدش خیلی مهمه...  

 باعرض سلام وخسته نباشي خدمت جناب آقاي دكتر هاشمي:
ضمن تشكر اززحمات جنابعالي وساير همكاران محترم شما......
خواستم خواهش كنم كه راهنمايي بابت راه اندازي خط توليداين نوع ظروف،معرفي سايتي جهت خريد اين دستگاههاوراهنمايي بابت بازار فروش اين محصولات وميزان تفهيم بودن وجايگاه اين محصول در بازار فروش ايران از لحاظ ميزان فروش واستقبال از اين نوع محصول بفرمائيد..در قالب معرفي سايتي ومنبع اطلاعاتي موثق......

با تشكراززحمات
شما... كارآگاهي..سرمايه گذار

 سلام
شرکت روپاز مفتخر است از طریق این سایت می خواهد با تولید کننده ظروف یکبار مصرف با مواد اولیه گیاهی ارتباط وهمکاری داشته باشدروپاژ یک شرکت سرمایه گذار است و تمایل دارد روی این طرح(ظروف یکبار مصرف با مواد اولیه گیاهی )سرمایه گذاری کند وسپاسگذار هستیم که مارا در مورد این امر یاری نمایی
دبا تشکر
شرکت روپاژ

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت مدعوین محترم

با کمال تشکر از حسن انتخاب شما

ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 17:59  توسط علي  |